X
تبلیغات
دهدشت , یاسوج , گچساران , سی سخت , لیکک - آثار باستانی استان کهگیلویه و بویر احمد (استان زاگرس)

دهدشت , یاسوج , گچساران , سی سخت , لیکک

کهگیلویه و بویراحمد . . . جایی که من متولد شده ام

آثار باستانی استان کهگیلویه و بویر احمد (استان زاگرس)

شهر قدیمی دهدشت

حمام ، کاروانسرا ، امام زاده های بافت تاریخی شهر دهدشت

این مجموعه در شهر دهدشت ، مرکز شهرستان کهگیلویه واقع شده است.

این محدوده تاریخی با وسعت 40 هکتار سابقه ای طولانی در تاریخ دارد که دست کم توسعه آن به دوران صفویه بر می گردد. این شهر که روزگاری پر رونق را پشت سر گذاشته دارای برج و بارو و ارگ بوده که هم اکنون بخش هایی از آن باقی مانده است. نگاهی به جغرافیای محل نشان می دهد که این شهر به واسطه قرار گرفتن بر سر راه پایتخت صفویان به بنادر جنوبی و نیز نزدیکی به شهر ارجان یا بهبهان کنونی نقش موثری در اقتصاد بخصوص تجارت آن زمان ایفا می کرده است. به طوریکه هم اکنون با توجه به پیشرفتهای تکنولوژیکی مسیر راههای اصلی در دست احداث از این شهر می گذرد. شهر دارای آب و هوای گرمسیری است و معماری آن نیز از معماری صفوی الهلم گرفته است. وفور سنگ گچ در محل سبب استفاده فراوان از این ماده شده است. گچبریها و طاق و قوسها و گره بندیهای بسیار زیبا هنوز جان و نفس تازه ای به شهر می دهد بطوریکه اکثر متاخرین به رشته تحریر درآورده اند از دهدشت نام چندانی برده نشده لیکن متقدمین بخصوص سفرنامه نویسان و جغرافیدانان غرب از شهری به نام « جومه» یاد کرده اند که با بنای شهر دهدشت قابل مقایسه بود و تصور می شود دهدشت همان شهر جمه باشد.

                                          ستونهای سنگی دوگور دوپا

این ستونها در شهرستان گچساران ، روستای شوش از توابع بخش باشت قرار دارد و متعلق به دوران ساسانی است.

در مسیر راه باستانی بیشاپور به شوش و تیسفون در کنار جاده فعلی گچساران روستای شوش قرار دارد که بر روی تپه ای بلند آثار دو ستون مشاهده می شود. اکثرا بر این عقیده اند که این آثار متعلق به آتش دانهایی است که جهت نمایاندن راه به کاروانیان مورد استفاده قرار می گرفته اند لیکن با توجه به تحقیقات به عمل آمده گمان می رور که با توجه به آیین تدفین مردگان در دوره ساسانی این ستونها خمره هایی را که مردگان را در آنها قرار می داده اند نگه می داشته تا خاک را آلوده نکنند یعنی در واقع نوعی قبور خمره ای بوده اند که با گورهای خمره ای در تنگ کرم و گور های خمره ای در کوه حسین که بر فراز نقش بهرام در نقش رستم قرار دارد قابل مقایسه است بطوریکه این ستونها در بالای خود دارای یک حفره جهت نگهداری خمره بوده است.

                                       نقوش برجسته تنگ سروک

اين نقوش در فاصله 50 کيلومتري شمال بهبهان ، بخش ليکک شهرستان بهمئی قرار دارد و قدمت آن به 299 ميلادي يعني به دوره اشکاني مي رسد و منسوب به شاهزادگان اليمائي است.

نقوش برجسته تنگ سروک در سال 1841 ميلادي به وسيله «آقاي بارون دبود» (سياح روسي) تشخيص داده شد و براي اولين بارآقاي الستين در کتاب موسوم به جاده هاي قديم ايران غربي منتشر شد. از تاريخ 1952 آقاي هنينگ اين نقوش و کتيبه هاي آن را با دقت مورد مطالعه قرار داد. نقش تنگ سروک که بر صخره اي در يک دره بلند از پايه هاي زاگرس در شهرستان کهگيلويه تراشيده شده ، به يک شاهزاده اليمائيد که يک شاهزاده نشين تابع اشکانيان بوده منسوب است. در تنگ سروک حداقل چهار مجموعه نقش برجسته موجود در سنگي که از کوه جدا شده و به شرح زير مي باشد:

الف ) اولين نقش دو نفر را در حال ايستاده نشان مي دهد که هر دو قبا و شلواري به سبک لباسهاي عهد اشکاني پوشيده اند. نماي شرقي اين تخته سنگ شخصي را نشان مي دهد که روي تختي دراز کشيده در حدود 600 متر دورتر در مجموعه اي از نقوش برجسته ديگري است که احتمالا قسمت اصلي اين مجالس را نشان مي دهد.

ب ) روی نمای غربی تخته سنگ اولی ، نقوش در سه ردیف دیده می شود که در نقوش دیگر بهتر محفوظ مانده اند. در ردیف بالا از قسمت چپ ابتدا فردی که شاید شاه باشد روی تختی نشسته در طرفین او اشخاصی ایستاده اند ، در نقش وسط سواری به شیری حمله کرده است و در بالای او کتیبه ای به خط پهلوی اشکانی دیده می شود. در ردیف پایین مردی  با یک شیر در حال جنگ است. در طرف شمال غربی این تخته سنگ یک نفر روحانی در کنار آتشدانی ایستاده و آتشدان روی سکوی سه طبقه ای قرار دارد. روی طبقه زیرین این سکو کتیبه ای به خط پهلوی اشکانی است. روی نمای شمالی آن نیز مجلسی در دو طبقه نمایانده شده است. در طبقه بالا مردی خوابیده و تاجی در دست دارد و بر روی دست چپ خود لمیده است و در سمت چپ این شخص سه سرباز نیزه به دست دارند و در لابلای آنها سه خط به زبان پهلوی اشکانی نوشته شده است. در طبقه زیرین شبیه سه نفر نمایان است که کمی پاک شده است.

ج) به فاصله کمی در طرف شمال این تخته سنگ نقش برجسته دیگری است که روی نمای جنوبی آن یک اسب سوار نشان داده شده است.

د) در حدود شش متر دورتر یک تخته سنگ دیده می شود مه از کوه بیرون آمده و روی آن مجالس مذهبی مانند ، اشخاصی که در کنار آتشدان نقش شده است دیده می شود.

هنینگ زمان این نقوش را در حدود آخرین ربع قرن دوم میلادی یا اوایل قرن سوم می داند.

شاهزاده ای به صورت سواری مصور شده است که شیری را می کشد و یا با دشمنی جنگ تن به تن می کند و این برای اجتماعی که بر چشت اسب زندگی می کنند تصویری مطلوب است. در جای دیگر همان شاهزاده دیده می شود که ایستاده و بزرگتر از اشخاص دیگر در صحنه است و شاهزاده ای را به تخت می نشاند ، بعد در برابر یک قربانگاه که به شکل تخته سنگ مخروطی شکل است و دیهیمی روی آن قرار دارد به ستایش ایستاده است. سپس در طرف چپ قربانگاه بر روی یک تخت که بر پایه سه عقاب قرار دارد به طرز ایرانیان نشسته و دست راست خود را با حلقه مظهر قدرت به سوی دو تن از سران تابع خود گسترده است. کمی دورتر مجلسی است که در آن یک ایزد به شاهزاده ای مقام می بخشد و پس از آن صحنه جنگ یک شاه که بر اسبی سوار استو خود و الستین زره بر تن دیده می شود که با نیزه خود به دشمن حمله می کند.

                                                چهارطاقی خیر آباد

خیرآباد یا فروزک ناحیه ای گرمسیری با سابقه طولانی در تاریخ واقع در جنوب غربی استان و تپه باستانی « ده وه » با قدمت حداقل 5000 سال در این محل قرار دارد. روشن است که توسعه دین زرتشتی با به قدرت رسیدن پادشاهان اولیه ساسانی در ایران شکل گرفته و اقوام و مذاهب دیگر مورد تعقیب قرار گرفته اند. در این راستا پادشاهان اولیه ساسانی همتی بلند داشته و پادشاهان متاخر نیز به دلیل تعهد خود نسبت به این دین با سایر ادیان مبارزه و در این راه اقدام به توسعه اماکن مذهبی بخصوص آتشکده ها و مسایل مربوط به آن کردند. در سمت راست جاده دهدشت به بهبهان و در یک کیلومتری شمال روستای ده وه بنایی از دوره ساسانی در جانب چپ رودخانه خیراباد برپا است. این بنا که به نام چهارطاقی یا آتشکده خیرآباد شهرت دارد ساختمانی است مربع شکل با اضلاع 11 متر. این بنای تاریخی در چهار جانب اصلی دارای چهار طاق بوده که بر روی چهار پایه با حجم حدود 9 متر مربع قرار داشته است. بر فراز آن گنبدی وجود داشته که هم اکنون از بین رفته است. مصالح ساختمانی این بنا را سنگ و لاشه تشکیل می هد. این بنای مهم که در کنار پلی از دوره ساسانی واقع شده است در اثر بارندگیهای سال 1370 و همچنین زمین لرزه ایی که در این سال بوقوع پیوست دچار صدماتی از ناحیه پایه ها و بدنه شد.  علاوه بر این گذشت زمان باعث شده بود جرزهای آن به صورت بسیار خطرناک فرسوده شود تا جایی که ضخامت حدود 9 متر مربعی درزها در پایه جنوب غربی به یک متر مربع برسد. این موضوع و خطر ریزش حتمی بنا در صورت تداوم زمین لرزه و بارندگی شدید سبب شد میراث فرهنگی استان اقدامات حفاظتی لازم را به منظور جلوگیری از ریزش بنا پیش بینی و عملیات استحکام بخشی و پیوندی اثر مذکور ، طی بهمن ماه 1370 اغاز شد و در پایان همان سال به اتمام رسید.

+ نوشته شده در  ساعت 15  توسط جوانی با موهای سپید  |